نقل مکان
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 17:37  توسط ق - غریب
|
تو ای بانگ شور افکن تا سحر فکن شعله تا کران ها
که لبخند آزادی ،خوشه شادی تا سحر بروید
سرود ستاره را موج چشمه با آسمان بگوید
ستاره ستیزد و شب گریزد و صبح روشن آید
زند بال و پر ز نو آن کبوتر و سوی میهن آید
گرفته تما م شب شاخه ای به لب سرخ و گرده افشان
چو از گرده بگذرد دانه پرورد بر زند بهاران
سنگين نشسته برف |